این احساسات نامناسب از J. M. Coetzee

مردان و خواسته های خود را. آیا ما واقعا نیاز به اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع ؟ این زمین است که شخم زده شده است به طوری که اغلب توسط راث Updike و دیگران که از سن آمد و در طول انقلاب جنسی و پیامدهای آن. این نویسندگان خسته عملا زبان انگلیسی کاوش در هر جنبه ای از خود را میل: دیوید فاستر والاس در سال 1997, معروف توصیف Updike به عنوان “آلت تناسلی مرد با یک اصطلاحنامه.” در عین حال درک ما از نر تمایل به تغییر از اوج از بزرگ مرد Narcissists به عنوان والاس آنها را به نام. آن چیزی است که بیشتر بدخواه از ما یک بار فکر می کردم و از این رو مرموز تر بیش از حد—دروغ گفتن در ریشه Harvey Weinstein این جنایات به نام یک مثال خاص و از “سمی مردانگی” به طور گسترده تر. این مهلک تاثیر میل در حال حاضر درک آنقدر گسترده است که والاس خود وارد پانتئون بزرگ مرد Narcissists.

مرگ عیسی توسط J. M. Coetzeeوایکینگ 208 pp., $27.00

پس از انتشار در سال 1999 از رمان خود را خوار و میل شده است مطیع دغدغه از آفریقای جنوبی برنده جایزه نوبل J. M. Coetzee. رسوایی ترکیبی از Coetzee را زودتر تمرکز بر آپارتاید اغلب فیلتر شده از طریق لنز dystopian تمثیل با داستان میانسال استاد در کیپ تاون است که دوری برای preying در یکی از دانش آموزان خود را. این رمان که به دنبال به طور فزاینده ای حول یک محدوده زمانی معین شکل: یک محفوظ است, دقیق, مرد است که هم پر از شور; یک فیلسوف به بردگی گرفته شده توسط احساسات خود را. گاهی اوقات این رقم صرفا داستانی: شخصیت اصلی در کند Man (2006) است معیوب که توسعه یک “نامناسب شور” برای فیزیوتراپیست یک ازدواج مادر سه. بار دیگر این رقم بر اساس Coetzee خود: جوانان (2002) دوم در Coetzee را سه گانه سرگذشتی رمان, ویژگی های یک جوان Coetzee در جستجوی الهه شعر و موسیقی که از بند باز کردن تورنت از احساسات dammed تا در درون او; فصل تابستان (2009) سوم در سه گانه است تا حدودی گفت: از این داستان تخیلی دیدگاه سابق اشیاء از Coetzee میل که بازگشت عواطف خود را با توصیف او به عنوان یک “ماهی سرد” یک “خواجه”یک “célibataire.

در حال حاضر در اواخر خود را حرفه ای 80 ساله Coetzee را تکمیل کرده است یکی دیگر از سه گانه: دوران کودکی عیسی (2013), The مدرسه عیسی (2016) و به تازگی منتشر شده مرگ عیسی مسیح است. این بیضوی, ruminative, رمان به دنبال ماجراهای مانند آنها یک پسر به نام دیوید و میانسال سرپرست سیمن “یک ارام مرد ارام به گسل” که روح با این وجود مخفیانه “درد با اشتیاق آن را می داند چه چیزی نیست.” در طول سه کتاب سیمن محدودیتهای زیادی وجودی سوال—در مورد زندگی و مرگ, حقیقت و داستان درست و نادرست—اما این تمایل است که فکری خود را lodestone این معما که ممکن است توضیح دهد که او بی قراری او ناخشنودی خود بیماری است.

آن را نیز ممکن است او را به رستگاری است. به عنوان عناوین این کتاب نشان می دهد Coetzee حال کار در بیشتر بعد معنوی نگران کمتر با زمانی مهم تر از قضاوت ما ممکن است مالیات بر زندگی ما. در Coetzee اخلاقی ماتریس تمایل یک قطعه را با ما کاهش یافته طبیعت برابر با قطعات خوب و بد است. این منبع که از آن پس بسیاری از غرایز ما بهار: به اند و به نگه دارید; به عشق و گرامی; به زخم برای تسلط بر, برای از بین ببرد.


جهان که در آن عیسی سه گانه است مجموعه ای است مبهم و مه آلود رویا نسخه از خود ما است. ساکنان آن می رسند و در آنجا با قایق در سراسر دریا که شوی گذشته پاک کردن. مرزهای این کشور خارجی هستند و مشخص نیست چشم انداز آن خشك است. شهرستانها وجود دارد اما آنها احساس etiolated خالی. وجود یک زبان (اسپانیایی) اما هیچ فراگیر فرهنگ است. وجود یک بوروکراسی بیش از حد—fresh off the boat, و دیوید سیمن ثبت نام با جابجایی مرکز در شهرستان Novilla—اما آن قدرت می آید از رمز و راز است. و دیوید سیمن هیچ خاطره ای از زندگی قبل از عبور. این پسر بچه که تنها پنج دهکدهای از دست داد مادرش در مورد او هیچ چیز را به یاد می آورد. سیمن موافقت کرده است برای کمک به او را پیدا کنید او را.

این است که زندگی پس از مرگ ؟ یک جهان موازی? آینده ؟ ماهیت دقیق این دنیای مبهم است, به عنوان هویت از دو شخصیت اصلی. آنها پناهندگان از نوع داشتن دکمه سمت چپ پشت به همه مهاجران آیا مردم آنها در کشور است. آنها نیز شبیه بازماندگان برخی از محو تروما در میان چند انتخاب را ساخته اند که از سفر دشوار به سرزمین موعود. و یا آنها ممکن است استاد روح nagged با احساس به عنوان وسوسه انگیز به عنوان یک فانتوم خارش که آنها شخص دیگری در زندگی قبلی.

هر چند Novilla است تلخ و بی ثمر است و نه نامهربان به این تازه واردان. آنها برای پیدا کردن محل سکونت در یک مجتمع آپارتمانی به نام بلوک. سیمن به سرعت می یابد و کار به عنوان یک stevedore, تخلیه کیسه دانه. این غذای ارزان و فراوان حتی اگر آن است که مطلوب خسته کننده و عمدتا نان. مردم مفید هستند و به نوعی حتی اگر آنها کمی کسل کننده کمی خونریزی. هیچ کس گرسنه و هیچ کس فاقد سرپناه برای هیچ پناهنده است که تا کنون رد شده اما چیزی از دست رفته است, معینی بسازد. این یک مدینه فاضله یا ناکجاآباد? Coetzee به نظر می رسد نشان می دهد که وجود دارد یک خط خوب بین این دو است.

تفاوت اصلی بین این دنیای جدید و قدیمی, سیمن می آموزد این است که مردم در Novilla از دست داده اند و منافع خود را در. “من آن را دوست ندارم” یک زن می گوید سیمن. “من اصلا اشتها برای آن است.” سیمن که هنوز هم حمل روش های قدیمی جهان با او گیج شده است. او هنوز هم احساس می کند خود را به یک مرد با یک مرد بخواهد. “چه هستند که ما برای اشتهای اگر نه به ما بگویید که چه چیزی نیاز داریم ؟” او می پرسد. “اگر ما تا به حال هیچ اشتهای هیچ خواسته, چگونه می توانیم زندگی می کنند؟”

موضوعی قضیه از عیسی سه گانه است که در واقع خلاصه شده قبلی Coetzee کتاب. پل Rayment شخصیت در کند مرد که از دست پا کرده است یک خیال در حالی که با تاسف این diminishment از مردانگی خود را: “یک عبارت از تعلیم و دستور مذهبی کلاس نیم قرن پیش شناور به ذهن خود را: وجود خواهد داشت نه بیشتر و مرد اما … اما چه—آنچه که باید ما را هنگامی که ما فراتر از مرد و زن است؟” در مسیحی زندگی پس از مرگ, Rayment به یاد عشق خواهد بود خالص unblemished گناه. این عشق ما خواهد شناخت ؟ این عشق ما را تحسین یک عشق است که از بین بردن و زمینی مورد نظر که می یابد خود را بیان سعید لبخند خوبان?

چیزی شبیه عشق نقش تعیین کننده در سیمن تلاش برای پیدا کردن مادر دیوید. مانند قسمت های دیگر در دوران کودکی عیسی مسیح, کشف مادر به طور ناگهانی اتفاق می افتد و improbably; روایت مثل یک خواب بد است و متشکل از یک رشته غیر sequiturs. آنها او را در یک زمین تنیس, همه لباس سفید. سیمن احساس می کند که او dimly آشنا که او را ملاقات کرد او را قبل از. او اینس یک “سی-year-old virgin.” سیمن می گوید اینس که او مادر دیوید. هر چند مادر و کودک را به رسمیت نمی شناسد یکدیگر او موافقت می کند به مراقبت از او را. یکی از سیمن همسایگان در بلوک های وحشت زده که او را واگذار دیوید به مراقبت از غریبه ها. “لحظه ای که من دیدم اینس من می دانستم که” سیمن می گوید دفاع از خود است. “اگر ما اعتماد ندارند صدای صحبت می کند که در درون ما گفت: این یکی! سپس وجود دارد هیچ چیز از چپ به اعتماد است.”

این نوع از توهم تفکر همسایه خود retorts که در نتیجه “فاجعه باری امور عشق…. او فقط یک تصادفی زن در آنها شما را پیش بینی برخی از خصوصی وسواس شماست.” آیا احساسات ما در حال هذیان یا مقدس محل که در آن حقیقت ساکن یک سوال است که اجرا می شود در سراسر این رمان. دیوید کتاب های مورد علاقه کودکان است در نسخه Don Quixote, شامل شوالیه مغموم قیافه مبارزه با آسیاب های بادی او معتقد است در حال غول. به عنوان سیمن توضیح می دهد که به دیوید دون کیشوت “ارائه جهان به ما از طریق دو جفت چشم”: این addled دیدگاه شوالیه و هوشیار دیدگاه خود شخص وابسته Sancho Panza. از طریق این مجاورت ما می دانیم که شوالیه دیوانه است. هنوز دون کیشوت هر کمتر شریف, هر, کمتر, شجاع, هر, کمتر, یک شوالیه برای اینکه یک احمق است ؟ عشق مثل است که: یک توهم است که به شدت واقعی است.


هر چه احساسات سیمن ممکن است برای اینس آنها متقابلا. (“آیا یک موضوع است که نگه می دارد تکرار از کتاب به کتاب ؟” می پرسد یکی از زنان در تابستان. “این است که زن نمی سقوط در عشق با مرد است.”) او regally دور سریع به سوزش و حسادت او پسر عواطف.

اما سه نفر از آنها در نهایت تبدیل شدن به یک خانواده از انواع. وجود دارد دست سنگین نکات که دیوید متفاوت از دیگر کودکان است که او خاص است. او مرموز اظهارات—”Yo soy la verdad, من حقیقت هستم”—که نشان می دهد او در واقع یک عیسی-مانند شکل شاید حتی تناسخ در جسم تازه از نجات دهنده خود را. او همچنین در زمان کاملا عادی: عمدی دیکتاتوری بچه بداخلاق و لوس. به این امید که یک کودک است که عظمت مقصد منظم یادآوری است که او یک کودک مانند هر دیگر—این پویا آلفا و امگا از پدر و مادر. در David مورد خود willfulness می شود او را در مشکل در مدرسه و مقامات اصرار دارند که او منتقل می شود به یک موسسه برای سر کودکان. برای نجات دیوید از این افتضاح سرنوشت اینس و سیمن دهند با این پسر به یکی دیگر از شهرستان Estrella تنظیم برای دومین کتاب این مدرسه از عیسی مسیح است.

در اینجا این است که ما شاهد تاریک میل. دیوید ثبت نام در یک مدرسه به رهبری یک شوهر و همسر تیم که به دانش آموزان خود را “رقص جهان” یک نوع numerological فلسفه است. همسر آنا ماگدالنا, زیبا, بسیار زیبا که او الهام بخش عبادت به عنوان اگر او یک الهه. سیمن اذعان می کند که “او می تواند صرف ساعت زل زده بود به او ربودهشده در تحسین در کمال او نشان دهنده یک نوع خاصی از creaturely فرم.” در عین حال آن است که سیمن نقش به بازی بازی های lovesick خواستگار; که می افتد به دیمیتری یک فقیر ژولیده که آویزان در اطراف مدرسه. وقتی کامل بدن از آنا ماگدالنا در بر داشت خفه به مرگ معلوم می شود که دیمیتری قاتل—و همچنین که او تا به حال شده است آنا ماگدالنا راز عاشق.

بر خلاف دیگر مردم در این جهان دیمیتری و آنا ماگدالنا تا به حال شور و شوق برای هر یک از دیگر. قتل یک جرم شور بدخیم حاصل از دیمیتری میل. “آن را از قلب خود را که در آن آن را به حال شده است در کمین برای یک مدت زمان طولانی انتظار برای حمله به مانند یک مار” سیمن می گوید دیوید. برای دیمیتری می گوید او انگیزه, انگیزه دادن به “او نشان می دهد که استاد است. او نشان می دهد چه عشق است واقعا دوست دارم.” او است که توبه و پشیمانی در مورد جرم و جنایت او مرتکب شده است اما او نیز مایه می گیرد در باور خود در حقیقت از خود احساسات: “وقتی که می آید به زندگی بزرگترین انتخاب های من به دنبال قلب من,” او می گوید. “چرا ؟ زیرا قلب است که همیشه درست است که همیشه اشتباه است.”

سیمن ارائه شده است به عنوان دیمیتری را فویل: cool به نقطه سردی; گویا به نقطه نازایی. او سهام یک میل با بولیوار خانواده پیری سگ: “قطعا او در دومی مرحله از زندگی خود در این مرحله از کاهش است. او شروع به قرار دادن بر روی وزن; هر چند او دست نخورده نر او به نظر می رسد از دست داده اند علاقه ای به سگ.” سیمن وحشت است توسط دیمیتری رفتار بلکه در ترس از عمق احساس خود را; در ترس بیش از حد از خود باز بودن به عشق و زندگی-upending عذاب. دیمیتری می گوید: “هیچ گریزی از آن وجود دارد سیمن? هیچ فرار از صاعقه.” سیمن نمی دانم که چگونه به پاسخ: “زمانی که او آخرین ضربه صاعقه? نه در این زندگی است.”

دیمیتری بازگشت به شکنجه سیمن بیشتر در مرگ عیسی مسیح است که در آن دیوید در حال حاضر 10 سال پایین می آید با یک بیماری مرموز که محدوده او را به تخت بیمارستان. دیمیتری می گوید او یک اصلاح یک پل-مانند شکل که تا به حال خود را در جاده به دمشق تبدیل. او در حال حاضر ادعا می شود دیوید شاگرد رهبر یک گروه از همراهی دستیارش که توسعه یک فرقه در سراسر دیوید و گسترش شایعات از این قرار است معجزه او انجام شده است. اما دیمیتری هنوز موعظه انجیل از عشق که سیمن تصور رفتن چیزی شبیه به این: “متبارک باد پرشور برای ضبط از جنایات خود را باید پاک پاک.

مبادا ما فراموش می کنیم که طبیعت آن دسته از جرایم وجود دارد یکی اخلال حادثه مربوط بولیوار است که نشان می دهد عواقب وحشتناک از یک زندگی حکومت صرفا با حیوانات تمایل. دیوید اصرار دارد که پدر و مادرش او را به یک حیوان خانگی بره از مدرسه او را به خاطر شرکت در این بیمارستان است. بولیوار می خواهد آن را بخورم اما دیوید را غالب و بره مجاز به ماندن در قفس. در حالی که تماشای دیوید اینس خواب می افتد و این زمانی است که بولیوار اعتصاب: “زمانی که او ميتواند در نور قفس است که دروغ گفتن در سمت خود و هیچ چیز به سمت چپ بره ذخیره آن سر و خونین درهم و برهم کردن از پنهان و اندام ها در هنگامی که در حال تمیز.” (این ایده که سیمن و بولیوار متصل است تقویت شده توسط این واقعیت است که نام خود را در کنار هم قرار فراخوانی سیمن بولیوار که آزاد بسیار از آمریکای لاتین از امپراتوری اسپانیا. در مقایسه با اسم Coetzee را سیمن و بولیوار هستند و نه بی تفاوت نقطه شاید بودن که تاریخ در این nonhistorical جهان تکرار خود را به عنوان مسخره است.)

هنوز passionless زندگی هر چند امن تر ارائه می دهد تنها یک متفاوت کندتر نوع از مرگ است. همانطور که دیوید رو به وخامت سیمن و اینس نزدیک تر رشد می کنند اما آنها باقی می ماند و اساسا جدا:

وجود دارد هیچ کلمه آسان برای چه خود را در ارتباط بوده است: قطعا نه مرد و همسر و نه خواهر و برادر. Compañeros ممکن است نزدیک: که اگر از آنها مشترک و هدف مشترک کار وجود رشد کرده بود بین دو نفر از آنها یک پیوند نه از عشق بلکه از وظیفه و عادت است.

سیمن که شده مراقب باشید به اجازه شعله های آتش از شور و جهش بیش از حد بالا به پایان می رسد این کتاب به تنهایی: هیچ کودکی بدون شریک نیست حتی سگ.


که در آن Coetzee پایین می آید در شکاف میان شور و دلیل دشوار است که می گویند. او هر دو roiling دیگ احساسات و تحلیلی unblinking چشم آموزش بر آن. یک حس عمیق شرم در بخشی خود را تقریبا یک نفرت در راه میل خیانت چه متعال در درون ما. در مفهوم تمایل مستلزم مردان رفتار disgracefully گاهی نامعقول. و حتی زمانی که اثر آن بیشتر خوش خیم آن شامل تحقیر و از دست دادن استقلال. به عنوان یکی از زنان در فصل تابستان می گوید: “خوب, این چیزی است که شما در معرض خطر زمانی که شما سقوط در عشق است. شما در معرض خطر از دست دادن شأن و منزلت خود را.”

اما میل دارای شأن و منزلت خاص خود را دارد. ما آن را پاسخ طبیعی به زیبایی زیبایی است که اغلب نامرئی به جهان خارج است. که دیگر مردم را انتخاب کنید به عشق اغلب شگفتی ما: چه نشانی از او در او ؟ ما بپرسید. میل است و نه فقط یک وسیله نقلیه برای lust اما برای حساسیت قدردانی و تحسین است. سیمن در جستجوی چیزی خیلی زمخت به عنوان یک رابط اما یک رگ “به پور هر آنچه در آن است که هرچه از من گاهی اوقات به عنوان بحث صرف و گاهی به اشک گاهی اوقات در فرم است که من در تماس باقی بماند مراقبت توام با عشق.” این یک حرکت فکری است که ما ممکن است مانند بسیاری از مراقبت به من بدهید.

شاید Coetzee نشان می دهد تمایل واقعا بیان برخی از اصلی فقدان یک بستر نارضایتی جهان است. “چیزی از دست رفته است” سیمن می گوید. “من می دانم که آن را نمی باید بود اما از آن است. این زندگی من است و نه به اندازه کافی برای من.” این تصادفی نیست که سیمن و دیوید در حال مهاجران را محکوم به سرگردان زمین برای همیشه به خارجی ها. آنچه از دست رفته است از زندگی خود را نیز از ما خود را از دست داده بود و در برخی از نقطه در گذشت به حال. “این محل آچار قلب من می گوید:” Coetzee از تابستان به دنبال به عنوان خورشید مجموعه بیش از karoo, یک خشک, desertlike منطقه در آفریقای جنوبی. “آن لوسیون صورت قلب من وقتی که من یک کودک بود و من هرگز حق پس.”

می تواند شخص دیگری پر کردن سوراخ در زندگی ما ؟ در کتاب J. M. Coetzee همانطور که در دنیای واقعی میل معمولا منجر به عوارض ناشی از بلایای طبیعی است. وجود دارد چند happy endings و بسیاری از درد و تنهایی و نا امیدی. اگر آرامش به حال آن نهفته است در بالاتر تحصیل—در نوشتن به عنوان مثال در sublimating عمل می کنند که آسانسور حتی کمترین خواسته به rarefied پله هنری است. اما آنچه که ما را به نوشتن در مورد آن نیست احساسات مانند ، Coetzee اوایل کار بود و پس از غوطه ور در سیاسی اما در هوای گرگ و میش از زندگی حرفه ای او reoriented خود را به سمت بیشتر عنصری موضوع: اشتیاق برای شادی برای تمامیت برای زندگی خود را. تمایل اثبات است که ما زنده هستند; که ما در هر دو بهترین و بدترین حواس کلمه انسان.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>