آمریکایی خاطرات: جولای 4 لطمه می زند و تا زمانی که من به یاد جنگ جهانی دوم عمو

به روز شده در کمتر از یک دقیقه پیش

ریو رانچو, N. M. — جولای چهارم تعطیلات لطمه می زند و من هر سال است. تکان دادن پرچم به نظر می رسد خارج از محل و هر چیزی پوشیدن ستاره و راه راه باعث می شود من احساس می کنم مثل آپولو کرید در “راکی.” لی گرینوود آهنگ “خدا برکت U. S. A.” نمی استناد میهن پرستی در درون من و من هرگز امکان استفاده از آن منحصر به یک روز فروش تشک.

بله من استراحت شاید پرتاب برخی از گوشت بریان و خانواده ام به بیابان های مکزیک مسا برای تماشای آتش بازی در میان شغالها و خرگوش. استقلال روز نمایش با شکوه را ندارد من احساس می کنم آمریکایی هر چند; با تشکر تولد و شانس من هیچ جایی برای رفتن.

وجود خشم در درون من.

من عصبانی هستم که بزرگان من تا به حال برای رفتن به تفکیک مخروبه مکزیکی مدارس آمریکا و اکثر درگذشت به سختی با سواد. من عصبانی که من به تصویب رسید مادر را تحمل نژادپرستانه طعنه به عنوان یک کودک و دچار دنده شکسته بعد از یک پسر سفید پرتاب خود از یک merry-go-round. من عصبانی هستم پدر من هنوز هم اجتناب خورشید پس از او دریافت نمی کند “بیش از حد تاریک” مانند او هشدار داد به عنوان یک بچه. من عصبانی رفتم به اطفال بازداشت وقتی که من 16 بود و بارها و بارها پرسیده شده توسط پلیس چه باند وابستگی بود. من عصبانی هستم که مادر بزرگ اموزش درگذشت در 56 باور عمیق کردن همه چیز در مورد گفت: او — که شاید او سزاوار جدا شود شاید او را مادون انسان شاید او … ناتوان از عشق.

من عصبانی در مورد امروز است.

سپس هر جولای چهارم, من به یاد داشته باشید عمو Ciprian.

دریایی Pfc. Ciprian Contreras در زمان بخشی در نبرد ایوو جیما در فوریه 1945 در طول جنگ جهانی دوم است. قبل از این که تهاجم او مجروح شد و در پا در جزایر ماریانای شمالی. در فوریه. 21, 1945 او دچار ضربه مغزی انفجار بود و سمت چپ برای مرده. در نهایت بدن خود را تخلیه شد.

او هنوز زنده بود.

دوره نقاهت در جایی در یک کشتی Ciprian تلاش به دست آوردن مجدد قدرت است. سپس او شنیده ام صدای در آی فون. تفنگداران دریایی مورد نیاز هر کس که آنها می تواند برای رفتن به جنگ. اگر شما می تواند ایستادن آنها گفت: ما نیاز شما را به مبارزه با.

من سعی کردم بارها و بارها به خودم را در Ciprian محل در آن لحظه. پشت در هوستون خود را در مکزیک به دنیا آمد پدر و تگزاس به دنیا آمد مادر نمی تواند رای دادن یا رفتن به برخی از رستوران ها به دلیل Jim Crow (که عینک کلاه لبه پهن اسپانیولی در تگزاس). کو کلاکس کلان و تگزاس رنجرز بود و وحشت و اعضای خانواده و بودن در اشتباه شهر پس از تاریک می تواند در نتیجه یک مجازات.

من می خواهم که گفت: من انجام داده ام من. شما ارزش همه از این. من به پایان رسید.

او ممکن است فکر می کردم همه از این. او ممکن برگزار شد و همان خشم است. اما پس از او شنیده است که او خود را در زمان خاموش باند و بلند شدم. “من خوب هستم” او گفت:. “من پشت در است.”

روز بعد او رنج می برد یکی دیگر از ضربه مغزی.

با وجود تبعیض و نژادپرستی او را دیدم چیزی در ایالات متحده است. او را دیدم چیزی در اوردن از گرو چیزی متعالی چیزی به خطر زندگی خود را در. آنچه او را ببینید ؟

برادرش کارلوس پدر بزرگ من نیز دیدم چیزی. او التماس پدر و مادر خود را به نشانه اجازه شکل برای پیوستن به ارتش ایالات متحده در 17 و او در بخشی از تهاجم آلمان نازی است. او با ارسال یک عکس به مادر خود را با سربازان همکار. “در این ارتش آنها انجام همه چیز ممکن است برای خود و پسران … به خاطر دعا برای ما” سرجوخه اد گالو) Contreras نوشت.

کارلوس یافت خویشاوندی و همچنین دیدم چیزی. اما آنچه او را ببینید ؟

Ciprian و کارلوس آمد. هر دو به دست آورده مهندسی مکانیک درجه به لطف G. I. لایحه. آنها در ادامه به برخورد نژادپرستانه تهمت و اغلب به نام “رئیس” چرا که آنها “نگاه” مانند مادری آمریکایی است. خاص محله حاضر به فروش آنها را به خانه. آنها هنوز هم مجبور به پرداخت یک نظرسنجی مالیاتی برای رای دادن.

زمانی که من به اندازه کافی بالغ به درخواست Ciprian و کارلوس سوالات مهم آنها رفته بودند.

Ciprian در سال 1997 درگذشت. کارلوس توسعه بیماری آلزایمر در حدود همان زمان. من سعی کردم برای پیدا کردن بیشتر از پدر بزرگ من یک بار اما او شروع به تکان دادن در سوالات من. سرپرست خود گفت: من به ترک. من برگشتم پنج دقیقه بعد کارلوس استقبال من به عنوان اگر ما تا به حال دیده نشده یکدیگر در سال است.

ماه بعد دو هواپیما پرواز به مرکز تجارت جهانی در نیویورک که در آن من در مدرسه گراد. کارلوس دیدم که تصاویر در تلویزیون و برداشت خود را ضعیف بدن است. او پانچ هوا و اعلام کرد او آماده بود برای مبارزه دوباره.

“آنچه که او انجام شده است ؟” برادر من آدم و سپس 8, مادرم پرسید.

“او در جهان خود را,” او گفت:.

اما آنچه در جهان که بود ؟

کارلوس در سال 2002 درگذشت.

Ciprian نوه و پسر عموی من ، کروز Contreras, بمب این پرسش. این خواننده گروه از تنسی-بر اساس آپالاچی گروه راک سیاه و سفید Lillies کروز نوشت: این ترانه “Broken Shore” به افتخار Ciprian در سال 2015 زمانی که پس از آن-نامزد ریاست جمهوری دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن خواستار شد مهاجران مکزیکی متجاوزان و قاچاقچیان مواد مخدر.

“من باید به مردم به یاد پدربزرگ من گذشته نام Contreras. که خانواده قربانی وقت پیش برای این کشور” پسر عموی من گفت روچستر دموکرات و وقایع.

Ciprian تصمیم به بازگشت به نبرد هنوز هم در سمت چپ او را در هیبت. “چه” او پرسید: “آیا درایو کسی به انجام این کار؟”

“لطفا خداوند را ترک نمی کند من در اینجا در دره تفنگ” آهنگ می رود. “که راه بهشت است و آن راه این است که جهنم ؟ آن را سخت به بگویید.”

این روزها خانواده ام جشن امریکا روز استقلال نه با پرچم و باطنی مفاهیم آزادی, اما با داستان در مورد Ciprian و کارلوس. پدر من به تازگی 16 آوریل 1945 در هوستون کرونیکل داستان در مورد Ciprian اعمال شده و آن را در Facebook.

ما همچنین با استفاده از این روز برای به اشتراک گذاشتن در فرد و آنلاین — داستان در مورد قهرمانان دیگر ما پیدا کنید.

ما یاد گرفته ایم در مورد رالف Lazo مکزیکی نوجوان آمریکایی که به طور داوطلبانه برای رفتن به یک زن ژاپنی و آمریکایی اردوگاه در همبستگی با بی عدالتی او را دیدم. ما یاد گرفته ایم در مورد William Ellis, سابق, سیاه, تگزاس, برده شد که یک میلیونر مکزیکی. ما به اشتراک گذاری کلیپ های خوزه فلیسیانو آواز خواندن سرود ملی در بازی 5 از سال 1968 مسابقات جهانی و 7 ساله ژاکلین Jaquez آواز آن را در بازی 7 در سال 1991. بحث ما در آن زمان من در زمان یک عکس از ایالات کارگر مزرعه بنیانگذاران و دیرین فعال دولورس هورتا ایستاده برای متعهد شدن و وفاداری در روز تولد من در نیومکزیکو خانه ملت. ( “چرا من ؟” او از من خواست با یک چشمک.)

تاپیک های مختلف ایالات متحده و ما در آن است. این انقلابی نیست. آن را بازنگری. این فقط ما. این نه تنها در مورد اعلامیه استقلال که تماس های بومی نوادگان آمریکا مانند خانواده من “بی رحم هندی وحشی.” آن را در مورد یکی دیگر از جولای چهارم. آن را در مورد ما.

من خانواده گسترش فراتر از ما مکزیک ریشه. که باعث می شود من افتخار می کنم و نگران است. یک افسر گاهی اوقات نیاز به ایستادن در خارج از هوستون مدرسه که من یهودی برادرزاده شرکت به دلیل ضد سامی تهدید. من سیاه مکزیکی آمریکایی به دنبال آن هستند در اطراف فروشگاه ها. یک Chicana هاوایی پسر عموی مبارزه با تشنج و افزایش مراقبت های بهداشتی صورتحساب. دایی که من ندیده ام محکومیت حبس ابد برای قتل است.

آتش بازی رفتن و من باقی می ماند زخمی شدند. من عصبانی هستم و من تعجب می کنم اگر این همه به ارزش آن. من نمی خواهم به تصویب این خشم بر روی دختران من آوا و النا, 6 و 3. وسوسه می کشد مرا به رویاهای سرزمین های دیگر و می گوید من هرگز به عقب نگاه. که راه بهشت است و آن راه این است که جهنم ؟

اما داستان وجود دارد برای به اشتراک گذاشتن و مایل به قبل از ما را متوقف کند. به عنوان یک روزنامه نگار من به نام به انجام بخشی از من.

من عمو ارنست Eguia خود را یک کهنه سرباز جنگ جهانی دوم و ازاد از نوردهاوزن اردوگاه های کار اجباری در آلمان به من گفت فقط قبل از او فوت کرد: “همیشه به یاد داشته باشید هر آنچه که شما در زندگی انجام آن را در مورد شما.” او گفت: هیچ چیز دیگری.

آتش بازی رفتن و من باقی می ماند زخمی شدند. من نگاه کردن و سعی کنید به چیزی ببینید. آن را تار. اما آن وجود دارد. سپس صدای داخل مصرانه از من به عمل می کنند. “من خوب هستم” من زمزمه. “من پشت در است.”

دسته بندی:
اخبار | آمریکا/جهان

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.net

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>