عمدی و کوری از لیبرالیسم ارتجاعی

به طور کلی لیبرال ایده آل است متنوع پلورالیستی جامعه مستقل از افراد هدایت عقل و تحمل. رویای همزیستی هماهنگ است. اما لیبرالیسم نیز اتفاق می افتد به اکسل در تولید dissensus و برخی از عمده مجادلات سیاسی از چند سال گذشته باید درک شود که درگیری های بین لیبرالیسم و چیز دیگری اما بین احزاب قرار دادن تاکید بر متفاوت لیبرال آزادی مخصوصا آزادی بیان مورد علاقه محبوب که نیاز به معرفی ندارد و آزادی انجمن زیر منادی حق افراد برای متحد برای یک هدف مشترک و یا در تراز با یک مجموعه خاص از ارزش ها. مانند آزادی بیان و آزادی ارتباط بوده است مندرج در لیبرال دموکراتیک است در اینجا و در سراسر جهان; نظریه پردازان لیبرال از جان استوارت میل جان رالز را اعلام کرده اند و آن را یکی از ضروری انسان آزادی. هنوز انجمنی آزادی است که اغلب به طور کامل وجود ندارد از محبوب گفتمان در مورد لیبرالیسم و ما بحث های سیاسی شاید به این دلیل که لیبرال ها آمده اند تا آن را به طور کامل برای اعطا.

برای مثال در حالی که دانشگاه های دولتی در امریکا به طور کلی محدود متمم اول قانون اساسی بحث سخنرانان هیچ وسیع حق صحبت در موسسات خصوصی. آن دسته از موسسات انجام, اما حق دارند تصمیم بگیرند که چه ایده های آنها هستند و علاقمند به سرگرم کننده و چه مردم آنها را باور خواهد یا نمی خواهد بود مفید به جوامع خود از دانشمندان—درست است که محدودیت ورود و مشارکت نه تنها از چهره های عمومی با دیدگاه های بحث برانگیز اما اکثریت قریب به اتفاق مردم در جامعه ما است. سناتور مانند تام پنبه از هر حق دارند نظرات خود را منتشر شده در یک روزنامه. اما آنها هیچ خاص حق به کسانی که دیدگاه منتشر شده توسط هر خاص و انتشار است. بلکه نشریات حق—هر دو قانون اساسی به عنوان موسسات مطبوعاتی و توسط کنوانسیون به عنوان مجموعه ای از افراد درگیر در پروژه های قانونی—تصمیم می گیرید چه چیزی و چه کسی آنها را خواهد و یا نمی خواهم به انتشار, بر اساس هر آنچه که استانداردهای اتفاق می افتد غالب در هر خروجی.

هنگامی که یک سخنران را رد کرده است و یا زمانی که کارکنان در یک نشریه استدلال می کنند که چیزی نیست باید منتشر شده است که حقوق طرفین در مورد سوال نبوده و نقض در هر راه. اما آنچه که ما تمایل به شنیدن در این ها و موارد مشابه در حال انتقاد هستند که در تضاد با این اصل که گروه های لیبرال در جامعه باید کلی حق خود را متعهد به ارزش های بسیاری که ممکن است با مخالفت و تصمیم گیری بر این اساس است. وجود دارد هیچ چیز بی دلیل مورد انتقاد ماده از چنین تصمیم گیری ها و ارزش هایی که آنها را تولید می کند. اما اتهام “illiberalism” در این موارد حمل مفهوم که nonstate موسسات تحت لیبرالیسم باید یک تعهد از برخی از مرتب کردن بر اساس به حداکثر مجاز در مخالفت با ایده ها و یا حداقل حداکثر مجاز از انواع ایده های منتقدان مترقی سیاست هویت در نظر گرفتن مهم است. در واقع آنها نیست.

انجمنی آزادی است که کمتر حیاتی به لیبرالیسم از آزادی دیگر است و در واقع انتگرال برای عملکرد خود را. وجود ندارد یک راست به صراحت برشمرده شده در متمم اول قانون اساسی نیست که به طور ضمنی وابسته به یا augmented توسط همین افراد فکر داشتن حق به گرد هم می آیند. بسیاری از افراد با دیگران; مونتاژ و یا دادخواست از یکی نیست ارزش زیادی; موسسات مطبوعات هستند, دوباره, انجمن; و فردی بیان عملکرد خنثی مگر اینکه برخی از گروه انتخاب به ارائه یک محل و یا یک پلت فرم. سیاسی و سخنرانی است که در وهله اول به طور کلی با هدف تکان دهنده برخی از گروه و یا حوزه به تفکر یا عمل است.

در نهایت انجمنی آزادی بسیار مهم است چرا که گروه ها و انجمن ها بسیار بلوک های ساختمان از جامعه است. احزاب سیاسی و اتحادیه های کارگری سازمان های غیر انتفاعی و سازمان های مدنی در تمام ادیان و تمام ایدئولوژی افراد را نمی توان به طور معنی داری رایگان, مگر اینکه آنها باید آزادی برای ایجاد خود را بخشی از این تعریف و انواع دیگر از وابستگی. برخی از ما وابستگی از جمله عمده هویت دسته بندی های غیر ارادی هستند و این است که در میان این عوارض باعث می شود که انجمنی آزادی به عنوان کثیف آن را به عنوان مهم است. فقط به عنوان اصل آزادی بیان ما را وادار به بحث بیش از سخنرانی نفرت وقاحت و اطلاعات غلط ارتباط ریشه هویت مبتنی بر تبعیض و دیگر مشکلات. تصمیم دیوان عالی آمریکا در Bostock v. Clayton County ممنوعیت تبعیض بر اساس LGBTQ هویت در ماه گذشته یک گام بزرگ رو به جلو, اما در عمل کارگران از همه راه راه اغلب فاقد معنی و فرصت دفاع از خود را از ناعادلانه اخراج—همه به این دلیل بیشتر برای کسانی که درگیر مسئله ی “انصراف ” فرهنگ” و رسانه های اجتماعی–رانده و اخراج به پشتیبانی فقط باعث مقررات و پایان دادن به در خواهد شد و اشتغال است.

آنچه در مورد بارها تکرار شده و اتهام که ترقی خواهان امروز قصد ایجاد “گروه حقوق” بیش از و بالاتر از حقوق فردی—که به طور خاص اقلیت ها و برخی گروه های محروم و بايد به حقوق بیش از, برگزار شد به عنوان برتر به سفید مردم ؟ اگر این مورد به منتقدان چپ “illiberalism” واقعا می تواند بر روی چیزی: حقوق فردی هستند دوباره در مرکز اندیشه لیبرال.

اما این واگرایی نیست در هر نقطه یافت می شود در هر یک از عمده مجادلات که به تازگی دستگیر گسترده ای مورد توجه است. یک اقلیت آشپز که می گوید او می خواهد به پرداخت تا آنجا که او را سفید همکاران است که پایین تر; گزارشی مرد زیر زانو یک پلیس و التماس برای خود زندگی است نه درخواست اعطا یک امتیاز ویژه است. هدف این است که برابری نه برتری. قلب از تظاهرات فرهنگی و اضطراب ما به وضوح شاهد بوده است تمایل به دیدن اقلیت های درمان به همان اندازه—های حقوق که تمام مردم برخوردار هستند اما نتوانسته اند به بسیاری از جامعه موجود متعصبی و اثرات باقی مانده از بی عدالتی های گذشته.

در نهایت آن را به واقعیت های جمعی ما گذشته است که این مفهوم است که ترقی خواهان در حال کشیدن کشور به سمت illiberalism به خصوص مسخره است. در طی دو و نیم قرن در این کشور میلیون ها انسان برگزار شد به عنوان اموال toiled برای آسایش و سود در حال حاضر افراد ثروتمند که شکنجه و تجاوز به آنها. فقط بیش از 150 سال پیش آخرین نسل از بردگان منتشر شد به سیستم از انقیاد از آن فرزندان آن باید به بهبود نیست. اوت را علامت فقط 100 سال از زنان اعطا شد حق رای; سیاه و سفید آمریکایی اسمی تعلق می گیرد که حق در طول بازسازی نمی تواند بهره برداری کامل از آن تا تصویب قانون حق رای در سال 1965. این مناجات از دیگر بی عدالتی و جنایات در کشور ما مرتکب شده و همچنان به مقصر بودن در برابر بومیان آمریکا, مهاجران, مذهبی و اقلیت های سیاسی مخالفان و فقیر بی پایان است. تمام گفته جامعه لیبرال در ایالات متحده آمریکا است که در بهترین حالت فقط بیش از نیم قرن قدیمی: اگر یک فرد آن خواهد بود بیش از حد جوان به واجد شرایط برای مدیکر.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>