ترجمه تخصصی عمران * واقعیت جالب: مترجمان ما در سال جاری تاکنون حدود 357،400 مجموعه را به پایان رسانده اند.

واژه ساز
یک نقطه عطف مهم دیگر برای هدف و تلاش برای دستیابی به وضعیت Gengo Wordsmith است. مترجمی که 500000 واحد را در تمام جفت های زبان خود ترجمه کرده اند ، عنوان Gengo Wordsmith را کسب می کنند و یک تی شرت Gengo Translator از ما دریافت می کنند. برای کسانی که مخالف قرار گرفتن در کانون توجه نیستند ، ویژگی خاصی در صفحه فیس بوک ما در انتظار است.
2018 جام جهانی روسیه در نوسان کامل است – و میلیاردها نفر از مردم در سراسر جهان به تشویق در تیم های مورد علاقه خود را تنظیم.

در حالی که زبان چیزی است که معمولاً مردم را از هم جدا می کند ، جام جهانی رویدادی است که بدون شک دنیا را به هم نزدیک می کند. و به ویژه برای مارک های جهانی ، جام جهانی فرصتی بزرگ را برای جذب مصرف کنندگان جدید و موجود فراهم می کند.

در این پست وبلاگ ، ماهیت جهانی رویداد مهم ورزشی و همچنین چگونگی استفاده شرکتها از علاقه مصرف کنندگان برای تبلیغ محصولات و خدمات خود در خارج از کشور را بررسی می کنیم.

یک واقعه واقعاً جهانی
زبان های رسمی فیفا انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی و اسپانیایی است. با این حال ، این زبانها به هیچ وجه تمام زبانهای صحبت شده توسط شرکت کنندگان ، شرکت کنندگان و بینندگان را شامل نمی شود. 32 تیم ملی شرکت دارند که ترجمه تخصصی معماری در مجموع 18 زبان رسمی بین آنها وجود دارد. طبق فیفا 3.2 میلیارد نفر جام جهانی 2014 برزیل را تماشا کردند که تقریباً 200 کشور و 180 زبان مختلف را نمایندگی می کند. امسال ، شرکت تحقیقاتی GlobalWebIndex ، کل بیننده 3.4 میلیارد نفر (نیمی از کل جمعیت جهان!) را برای کل مسابقات پیش بینی کرده است.

ترجمه در جام جهانی
هر کشور عضو FIFA مسئول ترجمه به زبان خود کشور خود است – که صحبت از بازار گسترده خدمات ترجمه در طول جام جهانی است.

همانطور که توسط کیتلین استیون ، معاون خدمات زبان گزارش شده است ، فیفا خود سالانه بیش از سه میلیون کلمه را در هر زبان ترجمه می کند . به راحتی می توان فهمید که چرا اینقدر نیاز به زبانها و خدمات ترجمه وجود دارد. توانایی درک و همچنین برقراری ارتباط ، منبعی بسیار ارزشمند است ، به ویژه برای چنین جمعیت متنوعی.

امسال رادیو SBS مستقر در استرالیا اعلام کرد که همه 64 مسابقه را به حداکثر سه زبان همزمان (انگلیسی و به زبان های تیم های رقیب) پخش خواهد کرد. رادیو SBS با هدف جذب مخاطبان بیشتر ، بیشترین پوشش چندزبانه جام جهانی را پخش می کند ، حداقل در 13 زبان از جمله عربی ، کره ای ، فرانسوی ، آلمانی ، اسپانیایی و پرتغالی پخش می شود.

مارک های دیگر چگونه با بازاریابی جهانی امتیاز می گیرند
مارک های هوشمند ، خرده فروشان و ارائه دهندگان خدمات نیز با بهره گیری از علاقه مصرف کنندگان به جام جهانی ، مصرف کنندگان بالقوه و موجود را در سراسر جهان درگیر می کنند.

در آخرین جام جهانی در سال 2014 ، سونی یک شبکه اجتماعی جهانی را به جام جهانی اختصاص داد با عنوان ” یک استادیوم زنده “. این پلت فرم هواداران را قادر می سازد تا با طرفداران دیگر در سراسر جهان ارتباط برقرار کنند و از احساسات جام جهانی برخوردار باشند. آنها بر روی شش زبان از 32 کشور شرکت کننده تمرکز کردند تا تمام مکالمات مربوط به کسانی را که بازی می کنند در یک فضا قرار دهند.

لیسترین و آژانس آن MRY با راه اندازی کمپین های چند زبانه خاص کشور ، موفقیت محلی سازی را برای محتوایی که به سمت بازارهای اسپانیایی زبان است ، پیدا کردند. با آزمایش در برابر 50 ریز بخش مختلف ، آنها دریافتند كه محتوای اسپانیایی 20 درصد بهتر از زبانهای دیگر است و جذاب ترین محتوا مخصوصاً برای كاستاریكا و آرژانتین ایجاد شده است. تقسیم بازار به تعیین دقیق اینکه چه نوع پیام هایی در بازارهای خاص طنین انداز است ، کمک کرد.

جانسون و جانسون همچنین با ایجاد یک اتاق خبر اجتماعی قبل از مسابقات موفقیت خود را پیدا کردند که متمرکز بر پست های زمان واقعی ترجمه شده به اسپانیایی ، انگلیسی ، ایتالیایی ، پرتغالی و عربی بود.

موفقیت های این شرکت ها نشان می دهد که با دقت در روند مصرف کننده و ایجاد رویکرد بومی سازی صحیح ، می توانید با بازاریابی چند زبانه نمره بالایی کسب کنید.

آیا آماده عضلات بازاریابی جهانی خود مانند FIFA هستید؟

با پلتفرم ترجمه Gengo که توسط مردم طراحی شده است جهانی شوید.

Kay-Viktor که اصالتاً اهل برمن است ، یکی از مترجمان آزاد تمام وقت انگلیسی به آلمانی در Gengo است. در این پست وبلاگ مهمان ، او در مورد تغییر شغل از IT به ترجمه صحبت می کند. از سفر او به سمت حرفه ای انعطاف پذیرتر و مستقل از مکان الهام بگیرید.

در سن 54 سالگی ، بعد از نزدیک به 30 سال کار در توسعه نرم افزار ، تصمیم گرفتم شغل خود را تغییر دهم. در سال 2017 ، کار روزانه خود را به عنوان توسعه دهنده فناوری اطلاعات ترک کردم و به عنوان یک مترجم تمام وقت آزاد کار کردم. آنچه که به عنوان یک شغل فرعی آغاز شد ، راهی جدید شغلی بود که من از آن امرار معاش می کردم و از انجام آن لذت می بردم. من همچنین یاد گرفتم که هرگز برای یادگیری مهارت های جدید و تسلط بر وقت خودم دیر نیست.

جهش به ترجمه
من کار خود را در یک شرکت کوچک مشاوره ای شروع کردم و ابتدا به عنوان نوعی تجارت حرفه ای کار کردم و ترجمه انگلیسی به فارسی سپس وارد توسعه نرم افزار شدم. من یک راه حل نرم افزاری برای بینایی سنجها ایجاد کردم. معلوم شد که من یک برنامه نویس خوب هستم اما فروشنده بدبختی هستم ، بنابراین شرکت مشاور را ترک کردم و به یک شرکت راه اندازی نرم افزار پیوستم. برای بیش از 20 سال ، من در تیمی کار کردم که نرم افزاری را برای بخش دولتی در آلمان تهیه کردم. در آن زمان ، من کاملاً مطمئن بودم که این کار را تا پایان عمر کاری خود انجام خواهم داد.

تصمیم برای تبدیل شدن به مترجم فرآیند آزمون و خطا بود. من همیشه در محل کار به زبان انگلیسی احتیاج داشتم زیرا بیشتر اسناد فنی به زبان انگلیسی بود. من شروع به نوشتن مقالاتی به زبان های آلمانی و انگلیسی کردم ، درگیر پروژه ها و تیم های بین المللی شدم و در نهایت ترجمه را در سمت خود شروع کردم. به نظر من ترجمه بسیار لذت بخشی بود و فهمیدم که در این کار نیز کاملاً مسلط هستم. بنابراین “کار جانبی” من رشد و بزرگ شد ، تا جایی که شب ها و آخر هفته ها طولانی کار کردم. مجبور شدم ساعات کاری خود را در اداره کاهش دهم ، و هر هفته یک روز مرخصی می گیرم ، تا بتوانم به کارهای ترجمه خود برسم. اما یک نکته پیش آمد که باید تصمیم می گرفتم. من به عنوان مترجم بیشتر از کار معمولی درآمد کسب می کردم. بنابراین سال گذشته ، در سن 54 سالگی ، جهش کردم و کار تمام وقت خود را ترک کردم.این شرکت به من گفت آنها هر زمان که بخواهند مرا برمی گردانند و از قضا این موضوع حتی ترک کار را برای من آسان کرد. اگر من به عنوان مترجم شکست بخورم ، باز هم می توانم به برنامه نویسی برگردم.

در تاریخ 1 آگوست 2017 ، من 100٪ فریلنسر تمام وقت بودم. ساعت زنگدارم را خاموش کردم. من اکنون استاد زمان خودم هستم ، حتی اگر بیش از هر زمان دیگری کار می کنم ، به خصوص وقتی که یک شغل ثابت وجود دارد.

من و همسرم با یک گربه خود ، لوسی ، در یک مزرعه قدیمی در نزدیکی برمن در آلمان شمالی زندگی می کنیم.